بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
387
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
املاك و اسباب در حق صدر الدين اصدار افتاد . 122 19 - فتحنامه كه پس از فتح بخارا نوشته آمد . 125 20 - فتحنامهء ديگر كه بجانب خوارزم ارسال شد . 131 21 - سوگندنامه كه جهت يكى از ملوك اطراف سواد كرده شد تا بر آن جملت سوگند خورد . 138 قسم دوم امثله و مخاطباتيكه بملوك و اصحاب اطراف صادر شده است مشتمل بر چهارده نامه و مثال . 145 1 - بغياث الدين ملك غور . 145 2 - هم بوى نويسد . 149 3 - نيز بوى نويسد . 153 4 - هم بوى نويسد از در سرخس در محرم سال 78 . 156 5 - هم به حضرت ملك غور نوشته شد . 161 6 - تحيتنامه بشمس الدين اتابك پهلوان عراق . 165 7 - هم باتابك نوشته شد و از ترك مخاطبات بازخواست رفت . 168 8 - هم بپهلوان عراق نوشته آمد . 171 9 - هم به حضرت عراق ايراد افتاد و از تأخير در ارسال مكتوبات تمهيد عذر كرده آمد . 176 10 - بحسام الدين ملك مازندران . 182 11 - بملك شروان . 186 12 - تحيتنامه بعضد الدين طغانشاه . 190 13 - مثال مشتمل بر وعد و وعيد بيكى از اصحاب اطراف . 193 14 - تحيتنامهء كه هنگام نهضت موكب اعلى ( سال 79 ) بملك غور نوشته آمد . 198 قسم سوم اخوانيات و ملاطفات مشتمل بر هجده نامه و هشت رقعه و دوازده تشبيب كه مطلع سخن را مناسب است و مقطع سخن با دو قصيدهء فارسى و عربى كه مجموعه بدان ختم مىشود . 202 1 - نامه ببزرگى از فضلاء وقت كه شبى در اثناء سخن از زبان فخر مظفر نام فصلى قدحآميز دربارهء كتابت مؤلف روايت كرده بود . 202 2 - بيكى از دوستان محرم نويسد و از نرسيدن نامهء او شكايت كند . 213 فصليكه ( پس از رسيدن خطاب آن دوست مقارن ارسال نامه ) بر ظهر آن نامه نويسد . 223 3 - در جواب نامهء قاضى ظهير الدين منور شاشى كه در شادياخ بمحنتى گرفتار شده و از مؤلف معونت جسته بود ، نويسد مصدر بقصيدهء عربى و قطعهء فارسى . 225 4 - بيكى از بزرگان نسا نويسد . 237 5 - بيكى از دوستان نسا نويسد . 241 6 - بقاضى شمس الدين محمود شاشى